تبليغاتX
نسیم صبح - رودرواسی

نسیم صبح

تا وقتی نسیم صبح بوزد رهایی را امید است ...

دیروز با دوستام رفته بودم امامزاده باراجین. البته من نمی خواستم برم چون هوا واقعا سرد بود اما به اصرار اونا رفتم. الان هم حس سرماخوردیگی بهم دست داده و سرم هم گیج می ره! خیلی بده که آدم تو رودرواسی گیر کنه. اشکال من اینه که قدرت نه گفتنم کمه! خیلی وفتها تو تعارف گیر می کنم و مجبور می شم اون کاری را که دوست ندارم انجام بدم. البته یه طورایی مجبورم هستم... خودم هم نمی دونم چی می گم... من که ماهی یکبار وبلاگم رو بروز می کنم اونم تو حال مریضی بهتر از این نمی شه ...
+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 20:25  توسط سمیه